يادداشت هاي شنگول آبادي

كمتر از 10 دقيقه سابق

آدم هاي بامزه شهر ما

Posted by شنگول ميرزا در فوریه 25, 2011

توي اين مملكت هر چيزي قحط بياييد مسلما قحطي آدم ها بامزه هركز رخ نخواهد داد . وزير اطاعات فبلي آقاي محسني اژه اي براي خودش شاهكاري بود و هر هفته خبر دستگيري چند تيم تروريستي  را مي داد. گمانم اگر تعداد تيم هاي تروريستي كه ايشان در مدت وزارتشان خبر دستگير شدنشان  را داده بودند  جمع مي زدند حدودا ده برابر تعداد  كل نيروهاي مشغول به كار در سرويس هاي جاسوسي دنيا مي شد.

وقتي ايشان كنار گذاشته شدند برخي افراد بد دل گمان مي كردند ديگر آدم به بامزگي ايشان براي اين پست پيدا نميشود. زهي خيال باطل. آقاي مصلحي وزير جديد اطلاعات از ايشان هم شاهكار تر هستند. فقط ده دقيقه به حرف هاي ايشان گوش كنيد متوجه مي شويد كه اين عزيز تصورش از سرويس هاي اطلاعاتي دنيا  چيزي تو مايه ها ي وانت هاي هندوانه فروش  در جاده چالوس است.

اين عزيز كه به شيوه بسيار نافرمي تمامي حرف هايش را كه مثلا به صورت مصاحبه بود و برخي جا ها سعي مي كرد نشان دهد حرف هايش في البداهه است از روي انبوه كاغذ هاي A5 كه جلويشان چيديه شده بود مي خواندند.(حتي ويرگول هاي موجود در كاغذها را هم مي خواندند.البته سعي مي كردند زير چشمي باشد كه كسي متوجه نشود) 

بر اساس فرمايشات اين عزيز، ايشان و همكارانشان  هر روز به سازمان CIA موصاد و MI6 نفوذ مي كنند(البته احتمالا نويسنده كاغذ ها قدري بد خط بود كه اين عزيز  حتي نام اين سازمان ها را هم نمي توانستند به  درستي تلفظ  كنند)

از آن جالب تر اينكه ايشان با اين اشراف بر سازمان هاي اطلاعاتي دنيا قدرت كنترل چند آواره سازمان مجاهدين را ندارند  و بنا به گفته خودشان اين سازمان هر زمان اراده مي كند هر كسي را كه از زندان آزاد مي شود  برنامه ريزي خروج از كشورش راانجام مي دهد و جالب تر اينكه موفق هم مي شوند.

حالا اينها كه از ايران خارج مي شوند هيچ وقتي به فرانسه مي رسند مدتي در منزل برادرشان هم مخفي مي شوند. …..

شاهكار هاي ايشان تمامي نداشت ناگهان اطلاعات تاريخي شان را به رخ كشيدند و كشف كردند ماجراي جنگ جمل و درگيري طلحه و زبير با حضرت علي (ع) نيز توطئه پيچيده سازمان هاي اطلاعاتي (احتمالا CIA ) بوده است  

متاسفانه با چند ادم بي جنبه تر از خودم مصاحبه ايشان را تماشا مي كردم آنها هم بلند بلند مي خنديدند درست متوجه ادامه فرمايشات مشعشع جناب آقاي مصلحي نشدم. اگر اين برنامه حكيمانه كه از شبكه سوم تلويزيون  ايران پخش  شد تكرار پخش داشت تماشاي آن رابه هيچ قيميتي از دست ندهيد. از تماشاي فيلم جري لوئيس هم بيشتر شما را خواهد خنداند.

Posted in نوشته هاي همينطوري | Leave a Comment »

شنگول آباد كجاست

Posted by شنگول ميرزا در فوریه 24, 2011

شنگول آباد جايي است كه مراجع تقليد آن اگر كنار گوششان جوانان هموطن و همكيششان  جرم  پرسيدن اينكه راي من كجا رفت  به وحشيانه ترين شكل ممكن به در بازداشتگاه به قتل مي رسانند خم به ابرو نمي آورد ولي اگر در بحرين چند نفر به قتل مي رسند كه اتفاقا شيعه بوده اند خشتك خودشان روي سرشان مي كشند كه وا اسلاما وا انسانيتا شيعيان را به جرم پرسش مي كشند .

پي نوشت

خدا رحمت كند مرحوم شريعتي را كه آقاي مكارم شيرازي را آن زمان كه جوجه طلبه اي بيش نبود و گاهي مقالاتي مي نوشت تا اظهار فضلي كرده باشد  آدم شيرين عققل ناميده بود. امروز و با اين اظهار نظر شمعشع ايشان درباره  وقايع بحرين و سكوت مرگبار ايشان درباره وقايع رخ داده در ايران مي توان به عمق فهم و دانش مرحوم شريعتي پي برد (خدايش بيامرزاد)

Posted in شنگول آباد كجاست | Leave a Comment »

شنگول آباد كجاست

Posted by شنگول ميرزا در فوریه 18, 2011

شنگول آباد جايي است كه رسانه هاي دولتي آن  راهپيمايي  مردم هر حاي دنيا  و درگيري مردم آن كشورها با نيروهاي دولتي مبارزه   افراد آزادي خواه  عليه استبداد و مخالفت  با سياسست هاي امريكا و اسرائيل مي خوانند ولي اگر مردم همان شنگول اباد بخواهند راهپيمايي آرام برگزار كنند  مشتي  فريب خورده و مزدور آمريكا و اسرائيل هستند كه قصد برهم زدن امنيت اجتماع را دارند

Posted in شنگول آباد كجاست | 1 Comment »

سوالي از فيلترچي عزيز

Posted by شنگول ميرزا در فوریه 18, 2011

جناب آقا (يا سركار خانم ) فيلتر چي عزيز ممكن است يك دليل (تاكيد مي كنم تنها يك دليل ) عاقلانه براي فيلتر كردن اين وبلاگ بي نوا بيان بفرمائيد؟

تو هم  منشنگي را از حد گذرانده اي و گشتي گشتي ديواري كوتاه تر از ديوار اين وبلاگ زبان بسته گير نياوردي زرتي اينجار را فيلتر كردي؟

 دوست ناديده بنده  اگر در كودكي زحمت به مدرسه رفتن و تحصيل كردن را مي كشيدي لابد امروز سوات خواندن داشتي و مي ديدي كه آزار اين وبلاگ به بني بشري نمي رسد تازه ماهي يكبار هم زوركي مطلب جديد در آن نوشته مي شود آخه كدام مغز بيماري چنين وبلاگي را فيلتر مي كند ؟

  نمي دانم شايد سانديس خوري بيش از اندازه  مغز جنابعالي و بالا دستي هاي با هوش تر از خودت را كلا ضايع كرده كه فكر مي كنيد راه اثبات حقانيت اين است كه هيچ كس حرفي نزد.

چه مي شود كرد، درسته كه خداوند عادله ولي نمي دانم چرا  موقع تقسيم عقل و شعور بين عزيزان سانديس خور تشخيص داده اين عزيزان نيازي به آن ندارند.

پي نوشت

گويا عزيزان فيلترچي حوصله دسته بندي وبلاگ ها را منداشتند و هميجوري فله اي و يكجا كل ورد پرس را فيلتر كرده اند . بالاغيرتا اگر به اين سانديس خوران عزيز دسترسي داريد يك جوري حالي شان كنيد وقتي من بتوانم با فيلتر شكن وارد وردپرس بشوم و مطلب بنويسم لابد خواننده اينجا هم با فيلتر شكن مي تواند مطالب آن را بخواند پس فايده اين بلاهت بي ثمر  چيست؟

به قول حافظ :

اي مگس عرصه سيمرغ نه جولانگه توست

عرض خود مي بري و زحمت ما مي داري

Posted in نوشته هاي همينطوري | 2 Comments »

خرها و زنبورها

Posted by شنگول ميرزا در فوریه 15, 2011

در یک چمنزاری خرها و زنبورها زندگی میکردند.روزی از روزها خری برای خوردن علف به چمنزار می آید و مشغول خوردن میشود.از قضا گل کوچکی را که زنبوری در بین گلهای کوچکش مشغول مکیدن شیره بود، میکند و زنبور بیچاره که خود را بین دندانهای خر اسیر و مردنی میبیند، زبان خر را نیش میزند و تا خر دهان باز میکند او نیز از لای دندانهایش بیرون میپرد.خر که زبانش باد کرده و سرخ شده و درد میکرد، عرعر کنان و عربده کشان زنبور را دنبال میکند. زنبور به کندویشان پناه میبرد.

 

به صدای عربده خر، ملکه زنبورها از کندو بیرون می آید و حال و قضیه را میپرسد. خر میگوید: زنبور خاطی شما زبانم را نیش زده است باید او را بکشم. ملکه زنبورها به سربازهایش دستور میدهد که زنبور خاطی را گرفته و پیش او بیاورند. سربازها زنبور خاطی را پیش ملکه زنبورها میبرند و طفلکی زنبور شرح میدهد که برای نجات جانش از زیر دندانهای خر مجبور به نیش زدن زبانش شده است و کارش از روی دشمنی و عمد نبوده است.

ملکه زنبورها وقتی حقیقت را میفهمد، از خر عذر خواهی میکند و میگوید: شما بفرمایید من این زنبور را مجازات میکنم. خر قبول نمیکند و عربده و عرعرش گوش فلک را کر میکند که نه خیر این زنبور زبانم را نیش زده است و باید او را بکشم. ملکه زنبورها ناچار حکم اعدام زنبور را صادر میکند. زنبور با آه و زاری میگوید: قربان من برای دفاع از جان خودم زبان خر را نیش زدم. آیا حکم اعدام برایم عادلانه است؟ 

 

ملکه با تاسف فراوان میگوید: میدانم که مرگ حق تو نیست.

اما گناه تو این است كه با خر جماعت طرف شدی که زبان نمیفهمد و سزای کسی که با خر طرف شود همین است

Posted in داستان كوتاه | Leave a Comment »

نماز جمعه اس ام اسي

Posted by شنگول ميرزا در ژانویه 21, 2011

ساير شهرها را نمي دانم ولي در تهران چند هفته اي است كه پنجشنبه ها  اس ام اسي حاوي نام سخنران و خطيب نماز جمعه و زمان آغاز برنامه (!) براي خلايق ارسال مي شود.

اول فكر كردم شماره من به نحوي دست ستاد نماز جمعه  افتاده كه آنها فكر مي كنند اگر بنده بدانم چه ساعتي برنامه شروع مي شود چه كسي قرار است سخنراني كند لابد راه مي افتم مي رم نماز جمعه به خودم شك كرده بودم كه چيكار كردم كه اين عزيزان چنين فكري درباره من كرده اند

 بعد ديدم تمام اطرافيان هم از اين اس ام اس ها دريافت مي كنند. معلوم نيست چه  كه اين نماز دشمن شكن به اين حجم عظيم تبليغ براي ترغيب امت هميشه در صحنه نياز پيدا كرده است. آنها كه با ماركتينگ آشنايي دارند مي دانند كه كارشناسان ماركتينگ  براي تشخيص كارايي  هر ابزاري  مدتي را مشخص مي كنند. مثلا اگر بعد از يك هفته از پخش يك آگهي تلويزيوني تاثيري در فروش مشاهده نشود پخش  آن را متوقف مي كنند تا اشكال را پيدا كنند . 

نمي دانم براي اس ام اس چه مدتي در نظر گرفته مي شود . البته بعيد است فرستندگان اين اس ام اس ها  به اثربخشي آنها فكر كرده باشند و اصلا برايشان اهمتي داشته باشد مهم نشان دادن صرف هزينه براي در صحنه نگه داشتن مردم هميشه در صحنه است. البته عكس العمل اغلب افرادي كه من ديدم پاك كردن بلافاصله اين اس ام اس بوده است   

راستي  پنجشنبه ها اس ام اس ديگري هم ارسال مي شود كه مربوط به آقايان مي شود و درباره واريز200 تومان به حساب بانكي بابت  يارانه … است. عكس العمل افراد در مقابل اين  يكي لبخند مليح و حتي بازگو كردن براي ديگران  است……

Posted in در شهر | 1 Comment »

يك مشت اس ام اس درهم

Posted by شنگول ميرزا در ژانویه 20, 2011

عاشق نشدیم کار نیکی بکنیم
یا اینکه گناه شیک و پیکی بکنیم!
عاشق شده ایم تا بدانند همه
ما هم بلدیم جیک و پیکی بکنیم!!!

***

تقدیر تقویم انسانهای عادیست

 و تغییر تدبیر انسانهای عالی

***

آیا از زندگی یکنواخت و عادی خسته شدید؟

 با ما حادثه و هیجان را تا حد مرگ تجربه کنید.
**روابط عمومی هواپیمایی جمهوری اسلامی ایران**

***

راز زندگی مشترک طولانی:

هر هفته به یک رستوران زیبا رفته و در زیر نور شمع، شام شاعرانه ایی را صرف نمایید

.البته جدا از هم

***

اگر میخواهید در دانشگاه قرزندتان سهمیه داشته باشد .

اگر میخواهید در قسمت مخصوصی از بهشت زهرا دفن شوید …

 اگر دوست دارید جمعیت انبوهی برای تشییع جنازه شما بیایند….

 اگر میخواهید نجربه یک سقوط را داشته باشید ..

فقط کافی با ما پرواز کنید

.شرکت هواپیمایی جمهوری اسلامی ایران

***

لره میره امام رضا عابر بانکشو میندازه داخل حرم

 میگه حاجتم بده تا رمزشو بگم …

***

عدد ۲۰ رو ضربدر ۷۷۷ کن

جواب رو ضربدر ۱۳ کن

هر چی شد تو همونی!

Posted in SMS | Leave a Comment »

عكاس خانه فيس بوك

Posted by شنگول ميرزا در ژانویه 19, 2011

اخبار تلويزيون ايران چيزي تو مايه هاي شاهكار است . اگر بيننده اين اخبار نيستيد بدانيد كه هنوز مفهوم كمدي را به درستي درك نكرده ايد.

ديروز يك گزاراش از اخبار ايران پخش شد كه با كلي مقدمه چيني درباره مضرات پيشرفت و مدرنيته به ناگاه هشدار داد كه مراقب آتليه هاي عكاسي باشيد. (وقتي چيزي مثل عكاسي با بيش از يك قرن قدمت امري نوين تلقي مي شود عمق اطلاعات گزارشگر و دبير خبر را مي توان فهميد) 

بعد خانم و آقايي كه پشت به دوربين نشسته بودند را نشان داد در مقابل يك آخوند نيمه خل كه ظاهرا قاضي بود نشسته بود. خانم مدعي بود كه به آتليه اين آقاهه رفته و در انجا عكس هاي خصوصي (!!) انداخته بعد متوجه شده كه آنها را در اينترنت منتشر كرده اند .

(توضيح هم نمي دادند كه عكس خصوصي يا به قول خودشان خيلي خصوصي را چرا درآتليه انداخته است .يا  مگر در اينترنت  قحطي عكس امده كه عكس هاي خصوصي ايشان مورد توجه قرار گرفته ) 

آقاهه كه به زحمت مي توانست به زبان فارسي تكلم كند مدعي بود كه صاحب آتليه اي غير قانوني است كه در آن از خانم ها عكس مي گيرد و بعد آن را به فيس بوك مي فرستاده تا براي كارش تبليغ شود و الان متوجه شده كه چقدر اشتباه كرده و پشيمان شده است.

 نكرده بودند براي اين بنده خدا توضيح بدهند فيس بوك چيست بنمده خدا  فكر مي كرد فيس بوك  گالري عكس  است  .

از اين دو تا با مزه تر آن قاضي نيمچه خل بود كه جو گير شده بودو به عكاس هاهشدار مي داد كه بدون هيچ گذشتي با آنها برخورد مي كند.

واقعا اگر با چشم خودم نديده بودم باورم نمي شد هنوز هم  چنين موجوداتي با چنين سطح بالايي از اطلاعات درباره اينترنت در اين كشور  زندگي مي كنند.

Posted in نوشته هاي همينطوري | Leave a Comment »

هنر سر سوزني غير آسماني

Posted by شنگول ميرزا در ژانویه 7, 2011

چند روز پيش در وبگردي ها تصاوير جالبي پيدا كردم از يك آقاي سياه پوست كه هنر عجيبي دارد و آن ساخت مجسمه هاي بسيار كوچكي است كه به زحمت مي توان آنها را مشاهده كرد.

اين مجسمه ها به قدري كوچك هستند كه از سوراخ سوزن به عنوان پايه آنها استفاده شده است. ساير تصاوير  اين مجسمه ها را در اينجا مي توانيد مشاهده كيند  

اشتباه نكنم ماه رمضان سال گذشته بود كه فردي را به تلويزيون آوردند كه روي برنج خطاطي مي كرد . مدرك مدعي بود كه آيات قرآن را روي دانه برنج نوشته است و تنها با ذره بين يا ميكروسكوپ مي توان آيات نوشته شده ايشان را خواند. (آن موقع فكر كردم قرآن را براي آن مي نويسند كه خوانده شود. چنين قرآني كه امكان خوانده شدن  ندارد به چه دردي مي خورد؟) 

طرف براي اينكه نشان دهد خالي نمي بندد روي دانه برنج نام برنامه اي كه در آن شركت كرده بود را  نوشت و زير ذره بين به دوربين نشان داد.  مردك مدعي بود كه اين توانايي به دليل معجزه الهي  به او عطا شده است مجريان ابله آن برنامه هم از اين هنر آسماني و هنرمند معنوي چه تعريف ها كه نكردند.

 ظاهرا اين سياه پوست كه چنين عروسك هايي درست كرده ادعايي در مورد  آسماني و معنوي بودن هنرش ندارد. واقعا اگر  آن يارو كه آنهمه ادعا داشت يا مجريان مشنگ تر از خودش قادر به ايجاد چنين چيزهايي بودند چه ادعا هايي كه از خودشان صادر نمي كردند.

Posted in وبگردي | 1 Comment »

شنگول آباد كجاست

Posted by شنگول ميرزا در دسامبر 31, 2010

شنگول آباد جايي است كه در آن يارانه ها هدفمند مي شود و طبق اخبار رسانه هاي رسمي  همه مردم از آن رضايت دارند و از خوشحالي در پوستشان نمي گنجند و صبح و ظهر و شب به جان دولتمردانشان دعا مي كنند و براي سلامتي شان نذر و نياز مي كنند  اما كلماتي مانند  بنزين ، يارانه و…. در مخابرات آنجا جزو كلمات غير مجاز گنجانده مي شوند و اس ام اس حاوي اين كلمات در مخابرات متوقف  شده و  به مقصد نمي رسند

Posted in شنگول آباد كجاست | 1 Comment »